|
منوی اصلی |
|
|
 |
|
|
|
دوستان |
|
|
 |
|
|
|
|
|
گلچین مجموعه ای از بهترین جکها برای دانلود [جوکهای ریزو درشت , ] |
|
|
|
|
|
چت در زندگی [مطالب طنز , ] |
|
|
این هم جر و بحث بین زن و شوهر شوهر: سلام،من Log in کردم. زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟ شوهر: Bad command or File name زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم! شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟ شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من. شوهر: Sharing Violation, Access Denied زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود. شوهر: Data Type Mismatch زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی. شوهر: By Default زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم. شوهر: Hard Disk Full زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟ شوهر: Unknown Virus Detected زن: خب مادرم چی؟ شوهر: Unrecoverable Error زن: و رابطه تو با رئیست؟ شوهر: The only User with Write Permission زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟ شوهر: Too Many Parameters زن: خوب پس منم میرم خونه بابام. شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم! شوهر: Close all Programs and Logout for another User زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم. شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer ! بای **قابل توجه آقایی به نام سید که نظر گزاشته بودن و بحثه کپی از جوکستان ۲ رو عنوان کرده بودن باید بگم من خودم محمد هستم وبمستره جوکستان ۲ هستم پس کپی در کار نسیت... . www.jokestan.tk
نوشته شده توسط
محمد رضا در
سه شنبه 15 شهریور 1384
و ساعت
03:09 ق.ظ
ویرایش شده در
پنجشنبه 17 شهریور 1384 و ساعت
02:09 ق.ظ

()
نظر
|
|
|
|
بی ارزش [مطالب طنز , ] |
|
|
رزش 4 سال را از یك فارغ التحصیل دانشگاه بپرس. ارزش یك سال را ازدانش آموزی بپرس كه در امتحان نهایی مردود شده. ارزش یك ماه را از مادری بپرس كه كودك نارس به دنیا آورده است. ارزش یك هفته را از ویراستار را یك مجله هفتگی بپرس. ارزش یك ساعت را از عاشقانی بپرس كه در انتظار قرار ملاقات هستند. ارزش یك دقیقه را از كسی بپرس كه به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده. ارزش یك ثانیه را از كسی بپرس كه از حادثه ای جان سالم به در برده است. ارزش یك دهم ثانیه را از كسی بپرس كه در مسابقات المپیك، مدال نقره برده است.
نوشته شده توسط
محمد رضا در
سه شنبه 15 شهریور 1384
و ساعت
03:09 ق.ظ
ویرایش شده در
پنجشنبه 17 شهریور 1384 و ساعت
02:09 ق.ظ

()
نظر
|
|
|
|
چی کاره ای؟ [مطالب طنز , ] |
|
|
سلام آقا.. ببینم چه جوری هستی آرایش گرا قشنگ می كنن، دكترا خوب می کنن، مكانیكا درست می كنن، آشپزا سیر می كنن، شما چی كار می كنین؟؟؟!!!
به آبادانیه خبر میدن كه بابات مرده، میگه: آخ جون... از فردا تریپ مشكی!
نوشته شده توسط
محمد رضا در
چهارشنبه 2 شهریور 1384
و ساعت
05:08 ق.ظ
ویرایش شده در
جمعه 4 شهریور 1384 و ساعت
02:08 ق.ظ

()
نظر
|
|
|
|
قانون یک انسان خوشبخت [جوکهای ریزو درشت , ] |
|
|
.تختت را مانند خودت دوست داشته باش.
2.در روز استراحت کن تا بتوانی در شب راحت بخوابی.
3.وقتی که شخص استراحت طلبی را می بینی ،حتما" به او کمک کن.
4.کاری که برای امروز داری به پس فردا بینداز تا دو روز را آزاد داشته باشی.
5.وقتی که کاری برایت سخت است،بگذار تا دیگری آن را انجام دهد.
6.همیشه به این فکر کن که کار انسان ها را نابود می کند ولی تنبلی آنان را خوشبخت میسازد.
7.وقتی که بیکار هستی بنشین و طاس بریز تا زمان سپری شود.
8.کار کردن انسان را خسته می کند.
9.زیاده روی در تنبلی هرگز کسی را نکشته است.
10.اگر نوشیدن الکل در هنگام کار کردن تو را اذیت می کند ،دیگر کار نکن.
نوشته شده توسط
محمد رضا در
چهارشنبه 2 شهریور 1384
و ساعت
05:08 ق.ظ
ویرایش شده در
- و ساعت
-

()
نظر
|
|
|
|
پاتو از زندگی من بکش بیرون [جوکهای ریزو درشت , ] |
|
|
ببین پاتو از زندگی من بکش بیرونا؟...من اعصاب مصاب ندارما؟...همینجوری کله رو انداخته پائین اومده تو...هی با تو ام..هی هیچی بهت نمی گم پر رو تر می شی...در رو از روت می بندن از پنجره میای تو...د خجالت بکش دیگه.... اگه یه دفعه دیگه مزاحمم بشی می زنم ناکارت می کنما؟...اخه مگه من به زندگی تو کاری دارم که دست از سرم بر نمی داری؟...هان؟...اصلآ حرف حسابت چیه؟...از اون موقع که اومدی هی می ری این ور اتاق هی می ری اون ور اتاق...یه جا وا یسا دیگه ؛ اعصابمو خورد کردی...به لباسام چی کار داری آخه؟...به خدا از دستت هر روز دارم قرص اعصاب می خورم...گوش می دی چی می گم؟...اصلآ می فهمی؟..نفهم با تو ام...گوسفند...الاغ... داری زندگیمو از هم می پاشی بی شعور....همسایه ها از وقتی تو رو دیدن پاشونو اینجا نمی ذارن.... اصلآ من چرا دارم با تو بحث می کنم؟...یه لنگه کفش ۱۰ سانتی حرومت می کنم و خلاص... با سوسک که نمی شه گفتمان کرد؟؟؟!!!
نوشته شده توسط
محمد رضا در
چهارشنبه 2 شهریور 1384
و ساعت
05:08 ق.ظ
ویرایش شده در
- و ساعت
-

()
نظر
|
|
|
|
|
آمار سایت |
|
امروز :
بازدید های امروز : 2
بازدید های دیروز : 2
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
| |
 |
|
|
|